ترجمه "zoom" به فارسی

زوم, بزرگنمایی, به سرعت گذشتن بهترین ترجمه های "zoom" به فارسی هستند.

zoom verb noun دستور زبان

a humming noise from something moving very fast [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زوم

    noun

    We can, as we said, we can zoom in. Then we can scroll.

    همانطوری که گفتم میشود زوم کرد و اسکرول کرد.

  • بزرگنمایی

    To enlarge a selected portion of a graphical image or document to fill a window or the screen.

    Let's zoom in and look at one of the favorite exoplanets.

    بیایید بزرگنمایی را بیشتر کنیم و یکی از فراخورشیدی های محبوب را ببینیم.

  • به سرعت گذشتن

  • ترجمه های کمتر

    • وزوز
    • ((زز)) کردن
    • (دوربین عکاسی و فیلم برداری و غیره) زوم کردن
    • (دوربین و غیره) زوم
    • (دوربین و غیره)دارای عدسی زوم
    • (هواپیما) با زاویه ی تقریبا عمود اوج گرفتن
    • با صدای ((زز)) حرکت کردن
    • دارای قدرت زوم کردن
    • راستاویز کردن
    • رجوع شود به zomm lens
    • زوم دار
    • صدای ((زز))
    • وز وز
    • وز وز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zoom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zoom

A tool that lets you change the current view magnification of your document.

+ اضافه کردن

"Zoom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zoom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "zoom"

عباراتی شبیه به "zoom" با ترجمه به فارسی

  • (دوربین عکس برداری و غیره) عدسی زوم · لنز زوم
  • دوربین مداربسته با پایه ی گردان
  • نزدیکنمایی
  • دورنمایی
  • (دوربین عکس برداری و غیره) عدسی زوم · لنز زوم
اضافه کردن

ترجمه های "zoom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه