ترجمه "zygoid" به فارسی
تخمی, وابسته به تخم بارور شده بهترین ترجمه های "zygoid" به فارسی هستند.
zygoid
adjective
دستور زبان
of a zygote [..]
-
تخمی
-
وابسته به تخم بارور شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zygoid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن