ترجمه "Maro" به فارسی

دریا, دریا, بحر بهترین ترجمه های "Maro" به فارسی هستند.

Maro
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دریا

    noun

    Maro ĉiujn riverojn ricevas kaj tamen ne krevas.

    دریا پذیرنده تمامی رودخانه هاست و با این وجود نمی ترکد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Maro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

maro noun دستور زبان

Malhela ebenaĵo sur la surfaco de la Luno.

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دریا

    noun

    La maro leviĝas kaj malleviĝas laŭ la lokiĝo de la luno.

    دریا بالا و پائین میرود بنابر محل قرارگیری ماه.

  • بحر

    noun
  • daryå

  • ترجمه های کمتر

    • دريا
    • زو

تصاویر با "Maro"

عباراتی شبیه به "Maro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Maro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه