ترجمه "Silko" به فارسی

ابریشم, ابريشم, ابریشم بهترین ترجمه های "Silko" به فارسی هستند.

Silko
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun

    Mi vizitis vilaĝojn en Barato, kie tutaj familioj servis kiel sklavoj por la komerco de silko.

    من روستاهایی را بازدید در هند کردم که تمامی اعضای خانواده ها در بخش تجارت ابریشم برده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Silko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

silko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • ابريشم

  • ابریشم

    noun

    Mi vizitis vilaĝojn en Barato, kie tutaj familioj servis kiel sklavoj por la komerco de silko.

    من روستاهایی را بازدید در هند کردم که تمامی اعضای خانواده ها در بخش تجارت ابریشم برده بودند.

  • حریر

تصاویر با "Silko"

عباراتی شبیه به "Silko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Silko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه