ترجمه "Suno" به فارسی
خورشید, آفتاب, شمس بهترین ترجمه های "Suno" به فارسی هستند.
Suno
-
خورشید
properSuno donas al ni lumon kaj varmon.
خورشید به ما روشنی و گرما می بخشد.
-
آفتاب
nounEstinte la tutan tagon en la suno, Tom havis sunbrulitan nazon.
پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.
-
شمس
-
هور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Suno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
suno
noun
دستور زبان
La ĉefa astro de nia sunsistemo. [..]
-
خورشید
properSe la suno falus de la ĉielo, ni ĉiuj sidus en la mallumo.
اگر خورشید از آسمان بیافتد، همه ما در تاریکی فرو خواهیم رفت.
-
آفتاب
properEstinte la tutan tagon en la suno, Tom havis sunbrulitan nazon.
پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.
-
خور
noun
-
ترجمه های کمتر
- khorshid
- خورشيد
- شمس
- هور
تصاویر با "Suno"
عباراتی شبیه به "Suno" با ترجمه به فارسی
-
خورشید نیمهشب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن