ترجمه "abelo" به فارسی
زنبور, زنبور عسل, مگس انگبین بهترین ترجمه های "abelo" به فارسی هستند.
abelo
noun
دستور زبان
-
زنبور
nounMi estis pikita de abelo.
زنبور نیشم زده بود.
-
زنبور عسل
noun -
مگس انگبین
-
منج
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abelo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abelo
-
زنبور عسل
noun -
زنبور
nounMi estis pikita de abelo.
زنبور نیشم زده بود.
-
نیلس هنریک آبل
proper
تصاویر با "abelo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن