ترجمه "aglo" به فارسی
عقاب, شهباز, آله بهترین ترجمه های "aglo" به فارسی هستند.
aglo
noun
دستور زبان
Aglo (konstelacio)
-
عقاب
nounSe la leono estas la reĝo de bestoj, la aglo estas la reĝo de birdoj.
اگر شیر سلطان حیوانات است، عقاب سلطان پرندگان است.
-
شهباز
noun -
آله
noun -
دال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aglo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aglo
Ekvatora Konstelacio Aquila.
-
عقاب
nounSe la leono estas la reĝo de bestoj, la aglo estas la reĝo de birdoj.
اگر شیر سلطان حیوانات است، عقاب سلطان پرندگان است.
تصاویر با "aglo"
عباراتی شبیه به "aglo" با ترجمه به فارسی
-
لاکوئیلا
-
عقاب طلایی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
عقاب طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن