ترجمه "akso" به فارسی
محور, آسه بهترین ترجمه های "akso" به فارسی هستند.
akso
noun
دستور زبان
Imaga rekta linio, funkcianta kiel laŭsimetria dividanto de iu korpo.
-
محور
nounKaj se oni tiras la laĉon sub la nodo, oni vidas, ke la nodo orientiĝas laŭ la transversa akso de la ŝuo.
و اگر بندها رو زیر گره بکشید، خواهید دید پاپیون در جهتِ محور عرضی کفش، متمایل میشود.
-
آسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " akso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "akso"
عباراتی شبیه به "akso" با ترجمه به فارسی
-
نیروهای محور
-
محور نوری
-
محور قطبی
-
محور اعداد
-
محور عرض
-
محور ارتفاع
-
محور طول
-
محور دوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن