ترجمه "angulo" به فارسی
گوشه, زاویه, نبش بهترین ترجمه های "angulo" به فارسی هستند.
angulo
noun
دستور زبان
-
گوشه
nounEn sia angulo li estas bravulo.
در گوشه خودش، آدم شجاعی است.
-
زاویه
Kompreneble, la angulo de la kamerao estas ĉio. La fotografiisto estas tie.
البته، زاویه دوربین همه چیز است. عکاس آنجاست
-
نبش
-
کنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " angulo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Angulo
-
زاویه
شکل که از دوران دو قطعه خط به دور یک نقطه به وجود می آید بنام زاویه یاد می گردد.
Kompreneble, la angulo de la kamerao estas ĉio. La fotografiisto estas tie.
البته، زاویه دوربین همه چیز است. عکاس آنجاست
تصاویر با "angulo"
عباراتی شبیه به "angulo" با ترجمه به فارسی
-
زاویه فضایی
-
سمت
-
زاویه فضایی
-
سمت
-
عمودمنصف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن