ترجمه "arbo" به فارسی
دِرَخت, درخت, شجر بهترین ترجمه های "arbo" به فارسی هستند.
arbo
noun
دستور زبان
-
دِرَخت
-
درخت
nounalta ligneca planto
Mia arbo ja floris, sed ne havis fruktojn.
درخت من البته شکوفه داد، ولی میوه ای نداشت.
-
شجر
noun
-
ترجمه های کمتر
- دار
- تير
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Arbo
-
درخت
nounMia arbo ja floris, sed ne havis fruktojn.
درخت من البته شکوفه داد، ولی میوه ای نداشت.
-
درخت تجزیه
تصاویر با "arbo"
عباراتی شبیه به "arbo" با ترجمه به فارسی
-
تبارنامه
-
درخت فراگیر مینیمم
-
درخت فیلوژنتیک
-
تبارنامه · شجره · نسبنامه
-
درخت کریسمس
-
درخت دودویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن