ترجمه "blinda" به فارسی
نابینا, کور بهترین ترجمه های "blinda" به فارسی هستند.
blinda
adjective
دستور زبان
-
نابینا
adjectiveLa maljunulo estas blinda je unu okulo.
یک چشم پیرمرد نابینا است.
-
کور
adjectiveŜi estis blinda, surda kaj muta.
او کور، کَر و لال بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blinda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "blinda"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن