ترجمه "disko" به فارسی
دیسک, دیسکگردان, قرص (ریاضی) بهترین ترجمه های "disko" به فارسی هستند.
disko
noun
دستور زبان
Galaksia disko. [..]
-
دیسک
nounFormatado forviŝos ĉiun datumon sur la disko. Ĉu vi vere volas daŭrigi?
قالببندی ، همۀ دادههای روی دیسک را حذف میکند. مطمئن هستید که میخواهید ادامه دهید ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Disko
-
دیسکگردان
-
قرص (ریاضی)
تصاویر با "disko"
عباراتی شبیه به "disko" با ترجمه به فارسی
-
دیسک بین مهرهای
-
لوح فشرده
-
دیسک نوری
-
دیسک پراکنده
-
دیسک سخت
-
دیسک بلو-ری
-
قرص برافزایشی
-
لوح فشرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن