ترجمه "dungito" به فارسی
کارمند, مأمور بهترین ترجمه های "dungito" به فارسی هستند.
dungito
noun
دستور زبان
-
کارمند
nounLi estas nur ĝisoste fidela dungito.
او فقط یک کارمند وفادار زاده شده است.
-
مأمور
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dungito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن