ترجمه "eksterlanda" به فارسی
بیگانه, خارجی بهترین ترجمه های "eksterlanda" به فارسی هستند.
eksterlanda
adjective
دستور زبان
-
بیگانه
adjective -
خارجی
nounLa fadeno, kiu ligas ilin ĉiujn, nia dependeco de karbonhavaj brulaĵoj, kiaj malpura karbo kaj eksterlanda petrolo.
رشتهای که همه آنها را به هم پیوند میدهد، اعتیاد ما به سوختهای کربنی است، مانند زغال کثیف و نفت خارجی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eksterlanda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eksterlanda" با ترجمه به فارسی
-
سرمایهگذاری خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن