ترجمه "ekzemple" به فارسی
مثلا, مثلاً بهترین ترجمه های "ekzemple" به فارسی هستند.
ekzemple
adverb
-
مثلا
adverbmortas kiel ni. Post unu generacio, ekzemple,
مثل ما میمیرند. و در یک نسل، مثلا،
-
مثلاً
adverbDo mi ekzemple bezonis pianon por ekzerci, kaj horon poste mi estis ĉe ies hejmo.
مثلاً یک بار یک پیانو برای تمرین می خواستم، و یک ساعت بعد در خانهی یکی از طرفداران گروهم داشتم تمرین می کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ekzemple " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن