ترجمه "festo" به فارسی

مهمانی, پارتی بهترین ترجمه های "festo" به فارسی هستند.

festo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمانی

    noun

    Sed por la cetero de mia vivo se iam mi renkontas John Hodgman en TED-festo, mi ne estos devigita diri: "Mi estas komputil-sciencisto".

    اما برای بقیه عمرم، اگر جان هادگمن را در مهمانی تد ببینم، لازم نیست بگویم " من یک دانشمند کامپیوتر هستم."

  • پارتی

    adjective noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "festo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه