ترجمه "flanko" به فارسی

طرف, سمت, سو بهترین ترجمه های "flanko" به فارسی هستند.

flanko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • طرف

    noun

    La pilko frapis lin je la maldekstra flanko de la kapo.

    توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.

  • سمت

    noun

    Movi monon kaj teknologion de unu flanko de la mondo al la alia, ne sufiĉas.

    انتقال پول و تکنولوژی از یک سمت کرۀ زمین به سمت دیگر کافی نیست.

  • سو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flanko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flanko"

عباراتی شبیه به "flanko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flanko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه