ترجمه "glata" به فارسی
hamvår, لیز, هموار بهترین ترجمه های "glata" به فارسی هستند.
glata
adjective
دستور زبان
Ne malglata (!); havante surfacan strukturon nefrotivan.
-
hamvår
-
لیز
adjective -
هموار
adjective -
روان
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glata" با ترجمه به فارسی
-
جاز نرم
-
ماهیچه صاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن