ترجمه "granda" به فارسی
بزرگ, وسيع, بُزُرگ بهترین ترجمه های "granda" به فارسی هستند.
granda
adjective
دستور زبان
-
بزرگ
adjectiveLa plej granda malamo fontas el la plej granda amo.
بزرگ ترین نفرت از بزرگ ترین عشق سرچشمه می گیرد.
-
وسيع
adjective -
بُزُرگ
-
مه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " granda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "granda"
عباراتی شبیه به "granda" با ترجمه به فارسی
-
خرس بزرگ · دباکبر
-
شارلمانی
-
بریتانیا · بریتانیای کبیر
-
اسکندر مقدونی · سکندر کبیر
-
میشمرغ
-
نهنگ قاتل
-
سنگچشم خاکستری بزرگ
-
صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن