ترجمه "haro" به فارسی
مو, موی بهترین ترجمه های "haro" به فارسی هستند.
haro
noun
دستور زبان
-
مو
noun -
موی
nounPli tiras virina haro ol ĉevala paro.
یک موی زن بیش از یک جفت اسب میکشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "haro"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن