ترجمه "horizonto" به فارسی

افق, اف, افق بهترین ترجمه های "horizonto" به فارسی هستند.

horizonto noun دستور زبان

Ĉirkaŭa linio, kie finiĝas nia vidkapablo, kaj kie la tero ŝajnas kuniĝi kun la ĉielo.

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    Ŝipego aperis ĉe la horizonto.

    کشتی بزرگی در افق پیدا شد.

  • اف

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horizonto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horizonto
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    Ŝipego aperis ĉe la horizonto.

    کشتی بزرگی در افق پیدا شد.

تصاویر با "horizonto"

عباراتی شبیه به "horizonto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "horizonto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه