ترجمه "indekso" به فارسی
شاخص, نمایه, نمودار بهترین ترجمه های "indekso" به فارسی هستند.
indekso
noun
دستور زبان
-
شاخص
noun -
نمایه
nounLa bendo estas ankoraŭ kroĉita. La indekso por kroĉita bendo ne estas forigebla. Malkroĉu la bendon kaj reprovu
نوار هنوز سوار است. نمایه برای نوار سوارشده را نمیتوان حذف کرد. نوار را پیاده کرده و دوباره سعی کنید
-
نمودار
noun -
فهرست
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indekso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Indekso
-
فهرست (پایگاه داده)
عباراتی شبیه به "indekso" با ترجمه به فارسی
-
شاخص مردمسالاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن