ترجمه "infano" به فارسی
بچه, بَچِّه, کودک بهترین ترجمه های "infano" به فارسی هستند.
infano
noun
دستور زبان
Biologia ido. [..]
-
بچه
nounکودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته میشود [..]
Mi konas ŝin ekde kiam ŝi estis malgranda infano.
من او را از هنگامی که بچه ای کوچک بود می شناسم.
-
بَچِّه
-
کودک
nounTiu infano glate solvis tiun malsimplan matematikan problemon.
آن کودک به راحتی آن مسئله مشکل ریاضی را حل کرد.
-
ترجمه های کمتر
- بچ
- طفل
- فرزند
- کر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "infano"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن