ترجمه "ino" به فارسی

دختر, زن, مونث بهترین ترجمه های "ino" به فارسی هستند.

ino noun دستور زبان

ino (de bestoj, birdoj)

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    "Eĉ se ŝi estus la tutlasta ino sur la Tero, mi ŝin senhesite ignorus!"

    "اگر این آخرین دختر جهان باشد، حتی نگاهش هم نمیکنم!"

  • زن

    noun
  • مونث

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه