ترجمه "insulo" به فارسی
جزیره, جَزِیرَه, jazire بهترین ترجمه های "insulo" به فارسی هستند.
insulo
noun
دستور زبان
-
جزیره
nounخشکیای که در میان آب محصور شده است
Urboj estigas fenomenon nomatan urba varma insulo, kio poluas la aeron.
شهرها باعث ایجاد پدیده ای می شوند تحت عنوان جزیره حرارت شهری، که سبب آلودگی هوا می گردد.
-
جَزِیرَه
-
jazire
-
ترجمه های کمتر
- آداک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insulo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "insulo"
عباراتی شبیه به "insulo" با ترجمه به فارسی
-
جزیره ونکوور
-
استاتن آیلند
-
صدفخوار چاتهام
-
جزایر گرمایی شهری
-
رود آیلند
-
جزیره کیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن