ترجمه "inter" به فارسی
اندر, بین, در میان بهترین ترجمه های "inter" به فارسی هستند.
inter
adposition
-
اندر
adposition -
بین
adposition verb nounNe ĉiam facilas distingi inter bono kaj malbono.
تمایز بین خوب و بد همیشه هم آسان نیست.
-
در میان
Li kredas, ke estas spiono inter ni.
او فکر می کند که یک جاسوس در میان ما وجود دارد.
-
ترجمه های کمتر
- میان
- وسط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inter
-
اینتر
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
تصاویر با "inter"
عباراتی شبیه به "inter" با ترجمه به فارسی
-
فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره
-
رابطه ژنتیکی (زبان شناسی)
-
رابطه علم و دین
-
تبدیل یکاهای اندازهگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن