ترجمه "interna" به فارسی
داخلی, درونی بهترین ترجمه های "interna" به فارسی هستند.
interna
adjective
دستور زبان
-
داخلی
adjectiveProgrameraro okazis: La interna programo ' kdepasswd ' ne estis trovebla. Vi ne povas ŝanĝi vian pasvorton
یک خطای برنامه رخ داد: برنامۀ داخلی » kdepasswd « پیدا نشد. شما قادر به تغییر اسم رمز خود نیستید
-
درونی
adjectiveNi fariĝas la interna scienculo, kiu avidas la venontan donitaĵon.
تبدیل به این دانشمند درونی میشیم که مشتاقانه منتظر رفتن به نقطه دادههای بعدی است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "interna"
عباراتی شبیه به "interna" با ترجمه به فارسی
-
انرژی درونی
-
جنگ داخلی
-
گوش درونی
-
پزشکی داخلی
-
مغولستان داخلی
-
مغولستان داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن