ترجمه "jaro" به فارسی
سال, sål, سال خورشيدي بهترین ترجمه های "jaro" به فارسی هستند.
jaro
noun
دستور زبان
jaro (laŭ krista kalendaro) [..]
-
سال
nounmezurunuo de tempo; proksimuma mezuma periodo de orbito de planedo Tero ĉirkaŭ Suno
Ni povas ĝui skiadon ĉi tie dum la tuta jaro.
ما در تمام طول سال می توانیم در اینجا از اسکی کردن لذت ببریم.
-
sål
-
سال خورشيدي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jaro" با ترجمه به فارسی
-
سال مالی
-
شخص سال
-
سال اعتدالی
-
سال تقویمی
-
سال مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن