ترجمه "kiel" به فارسی
چطور, مثل, مانند بهترین ترجمه های "kiel" به فارسی هستند.
kiel
conjunction
adverb
adposition
kiel (...tiel) [..]
-
چطور
adverbMi ne scias, kiel pagi tiun sumon al vi.
من نمی دانم که چطور آن مبلغ را به شما بپردازم.
-
مثل
noun adpositionVivo estas kiel biciklado. Por konservi vian ekvilibron, vi devas moviĝadi.
زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید.
-
مانند
Suffix adpositionLi vivas kiel malriĉulo, kvankam li estas tre riĉa persono.
او مانند فقرا زندگی می کند، هرچند فردی بسیار ثروتمند است.
-
ترجمه های کمتر
- چطوری
- چِطَور
- چگونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kiel" با ترجمه به فارسی
-
پروتئینها در رژیم غذایی
-
به همین شیوه
-
اجاره نرمافزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن