ترجمه "klara" به فارسی

روشن, واضح بهترین ترجمه های "klara" به فارسی هستند.

klara adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • روشن

    adjective

    Unu afero estas klara al mi: Mi ne ŝatus havi lian laboron.

    یک چیز برایم روشن است: من دوست ندارم کار دیگری داشته باشم.

  • واضح

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه