ترجمه "kuracilo" به فارسی
دارو, دوا بهترین ترجمه های "kuracilo" به فارسی هستند.
kuracilo
noun
دستور زبان
-
دارو
nounMi volas kolekti herbojn por kuracilo.
من ميخوام گياه براي تهيه دارو جمع کنم
-
دوا
nounDormado estas la plej bona kuracilo kontraŭ malvarmumo.
خواب بهترین دوا برای سرماخوردگی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuracilo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kuracilo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن