ترجمه "kuzo" به فارسی
پسرخاله, پسرعمه, پسرعمو بهترین ترجمه های "kuzo" به فارسی هستند.
kuzo
noun
دستور زبان
-
پسرخاله
noun -
پسرعمه
noun -
پسرعمو
noun
-
ترجمه های کمتر
- دخترخاله
- دختردائی
- دخترعمه
- دخترعمو
- پسردائی
- پسردایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuzo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuzo" با ترجمه به فارسی
-
خویشاوندی همنیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن