ترجمه "lago" به فارسی
دریاچه, daryåche, daryâče بهترین ترجمه های "lago" به فارسی هستند.
lago
noun
دستور زبان
Malgranda, ofte neregulforma, maro.
-
دریاچه
nounLa lago Biwa estis videbla el la loko, en kiu ni staris.
دریاچه بیوا از درون جائی که ما ایستاده بودیم، قابل دیدن بود.
-
daryåche
-
daryâče
-
برکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lago " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lago"
عباراتی شبیه به "lago" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه هیوران
-
دریاچه خوارزم
-
دریاچه خوارزم
-
دریاچه چاد
-
دریاچه سوپریور
-
دریاچه تاهو
-
دریاچه تیتیکاکا
-
دریاچه آب شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن