ترجمه "limo" به فارسی

لیما, مرز, لیما بهترین ترجمه های "limo" به فارسی هستند.

limo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • لیما

  • مرز

    noun

    Ĉe la limo mi devis montri mian pasporton.

    در مرز باید گذرنامه ام را نشان می دادم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Limo proper دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • لیما

    Limo (Peruo)

تصاویر با "limo"

عباراتی شبیه به "limo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "limo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه