ترجمه "lito" به فارسی
بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "lito" به فارسی هستند.
lito
noun
دستور زبان
lito (la meblo sen la matraco)
-
بستر
nounLa tuta familio estis malsana kaj kuŝis en lito.
کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند.
-
رختخواب
nounSentanta sin malsane, li restis en lito.
با احساس مریض بودن او در رختخواب ماند
-
تختخواب
-
[[بستر#{{fas
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lito
-
تختخواب
تصاویر با "lito"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن