ترجمه "lumo" به فارسی

فروغ, نور, رون بهترین ترجمه های "lumo" به فارسی هستند.

lumo noun دستور زبان

Elektromagnetaj radioj kiuj estas perceptataj per la okuloj.

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • فروغ

    noun
  • نور

    noun proper

    Ne legu ĉe malbona lumo, ĉar estas malbone por viaj okuloj.

    در نور بد مطالعه نکنید، برای چشم هایتان بد است.

  • رون

  • ترجمه های کمتر

    • نشور
    • ‘كبس
    • رخش
    • روشنی
    • شید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lumo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lumo
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • نور

    noun proper

    Ne legu ĉe malbona lumo, ĉar estas malbone por viaj okuloj.

    در نور بد مطالعه نکنید، برای چشم هایتان بد است.

تصاویر با "lumo"

عباراتی شبیه به "lumo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lumo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه