ترجمه "malgranda" به فارسی
كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "malgranda" به فارسی هستند.
malgranda
adjective
دستور زبان
-
كوچِک
-
کوچک
adjectiveLa pasintan semajnon nia amikino vojaĝis al malgranda urbo.
هفتهی قبل دوستمان به شهری کوچک سفر کرد.
-
خرد
adjective
-
ترجمه های کمتر
- که
- كوچك
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malgranda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "malgranda"
عباراتی شبیه به "malgranda" با ترجمه به فارسی
-
انگشت کوچک
-
آبچلیک کوچک
-
کشیم کوچک
-
دلیجه کوچک
-
دباصغر
-
گیلانشاه ابروسفید
-
کوچکترین مضرب مشترک
-
تلیله کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن