ترجمه "malpermesita" به فارسی
ممنوعه, ممنوع, ممنوع شده بهترین ترجمه های "malpermesita" به فارسی هستند.
malpermesita
adjective
دستور زبان
-
ممنوعه
adjective -
ممنوع
adjectiveFumado estas malpermesita ĉi tie, bonvolu manĝigi vian kanceron ekstere!
کشیدن سیگار در اینجا ممنوع است، لطفاً سرطان تان را بیرون بخورانید.
-
ممنوع شده
-
منع شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malpermesita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن