ترجمه "malproksima" به فارسی
dur, دور بهترین ترجمه های "malproksima" به فارسی هستند.
malproksima
adjective
دستور زبان
-
dur
-
دور
nounSe mi ne povus aŭdi vian korbatadon, vi estas tro malproksima de mi.
اگر نتوانم صدای ضربان قلبتان را بشنوم، بیش از حد دور هستید از من.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malproksima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن