ترجمه "malsana" به فارسی

بیمار, مريض, خسته بهترین ترجمه های "malsana" به فارسی هستند.

malsana adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective

    Pro tio ke li estas malsana, li ne povas veni.

    به خاطر این که بیمار است، نمی تواند بیاید.

  • مريض

    adjective
  • خسته

    adjective
  • مریض

    adjective

    Estante malsana, li ne povis viziti la feston.

    چون او مریض بود, او نتوانست به مهمانی برود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " malsana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "malsana"

اضافه کردن

ترجمه های "malsana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه