ترجمه "muso" به فارسی
موش, موس, موشواره بهترین ترجمه های "muso" به فارسی هستند.
muso
noun
دستور زبان
-
موش
nounEl sub la kanapo la muso kuris sub la liton, kaj nun ĝi kuras sub la lito.
آن موش از زیر کاناپه بهسوی زیر تخت دوید، و حالا در زیر تخت میدود.
-
موس
noun -
موشواره
noun
-
ترجمه های کمتر
- muš
- مشک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Muso
-
موش
noun
تصاویر با "muso"
عباراتی شبیه به "muso" با ترجمه به فارسی
-
میکیماوس
-
موشواره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن