ترجمه "nutri" به فارسی

تغذیه کردن, غذا دادن بهترین ترجمه های "nutri" به فارسی هستند.

nutri verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • تغذیه کردن

    verb

    Eblus nutri afrikan vilaĝon per la mono, kiun kostas iFon-abono.

    با پول اشتراک یک آی-فون میتوان یک دهکدهی آفریقائی را تغذیه کرد.

  • غذا دادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nutri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nutri"

اضافه کردن

ترجمه های "nutri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه