ترجمه "odoro" به فارسی

بو, بوی, عطر بهترین ترجمه های "odoro" به فارسی هستند.

odoro noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    Tiu ĉi odoro min naŭzas.

    این بو حالم را به هم میزند.

  • بوی

    noun

    rilatas al la odoro de gudro.

    بر میگردد به بوی قیر.

  • عطر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " odoro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Odoro
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    چیزی که از اجسام متساعد میشود

    Tiu ĉi odoro min naŭzas.

    این بو حالم را به هم میزند.

اضافه کردن

ترجمه های "odoro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه