ترجمه "oficiro" به فارسی
افسر, سرکار, افسر (ارتش) بهترین ترجمه های "oficiro" به فارسی هستند.
oficiro
noun
دستور زبان
-
افسر
noun -
سرکار
nounOficiro Lee, kontrolu cxu iliaj proprietuloj rimarkigis sxtelon.
Lee سرکار ببین صاحب خونه ها واسه دزدی شکایت کردند ؟
-
افسر (ارتش)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oficiro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "oficiro"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن