ترجمه "oro" به فارسی

طلا, زر بهترین ترجمه های "oro" به فارسی هستند.

oro noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    نوعی فلز واسطه ارزشمند

    Ŝi estas ĝentila kaj trankvila, kun koro el oro.

    مودب و آرام، با قلبی از طلا.

  • زر

    noun
  • [[زر]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "oro"

عباراتی شبیه به "oro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه