ترجمه "paciento" به فارسی

مریض, بیمار, بیمار سرپایی بهترین ترجمه های "paciento" به فارسی هستند.

paciento noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • مریض

    noun

    Vi do indikas al la paciento kirurgion por enmeti protezon.

    لذا شما مریض را به درمان از طریق جایگزین کردن کفل ارجاع دادید.

  • بیمار

    noun

    kaj prezentis al ili dosieron pri paciento,

    و به آنها یک مورد مطالعهای از یک بیمار ارائه کردند.

  • بیمار سرپایی

  • مريض

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paciento " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "paciento"

اضافه کردن

ترجمه های "paciento" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه