ترجمه "pasado" به فارسی
عبور, گذر بهترین ترجمه های "pasado" به فارسی هستند.
pasado
دستور زبان
Transiro de interna planedo kontraŭ la suna disko.
-
عبور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pasado
-
گذر
verbLa unua estis, la tempo estis multe pli memorinda, ol la nura pasado de monatoj, tuj forgesita.
اول اینکه، به جای گذر زمان و فراموشی آن، آن زمان می تواند بسیار به یاد ماندی باشد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن