ترجمه "placo" به فارسی

میدان ترجمه "placo" به فارسی است.

placo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    malferma publika spaco

    Subite, preterpasantoj frostiĝas surloke unu post la alia, kaptante la atenton de ĉiuj en la placo.

    ناگهان عابران بر سر جایشان فیکس میشوند و توجه همه به وسط میدان جلب میشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " placo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "placo"

عباراتی شبیه به "placo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "placo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه