ترجمه "policisto" به فارسی
پاسبان, پلیس, مامور پليس بهترین ترجمه های "policisto" به فارسی هستند.
policisto
noun
دستور زبان
-
پاسبان
noun -
پلیس
nounLa policisto forprenis la tranĉilon de la knabo.
پلیس چاقو را از پسر گرفت.
-
مامور پليس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " policisto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "policisto"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن