ترجمه "proksima" به فارسی
نزدیک, nazdic, آینده بهترین ترجمه های "proksima" به فارسی هستند.
proksima
adjective
دستور زبان
-
نزدیک
adjectiveTiu ĉi universitato plaĉas al mi, sed ĝi estas tro proksima al mia hejmo.
من این دانشگاه را دوست دارم، ولی بیش از حد به خانهام نزدیک است.
-
nazdic
-
آینده
adjective -
قریب
adjective noun adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proksima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proksima" با ترجمه به فارسی
-
خاور نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن